تبليغاتX
.:: ۩۩ عمر گران میگذرد ... ۩۩ ::.

.:: ۩۩ عمر گران میگذرد ... ۩۩ ::.

۩۩ عمر گران می گذرد خواهی ، نخواهی ... سعی در آن کن نرود رو به تباهی ۩۩

هیچکس با من در این دنیا نبود

هیچکس مانند من تنها نبود

 هیچکس دردی از دردم بر نداشت

بلکه دردی نیز بر دردم گذاشت

هیچکس فکر مرا باور نکرد

خطی از شعر مرا از بر نکرد

هیچکس آن یار دلخواهم نشد

هیچکس دمساز و همراهم نشد

هیچکس جز من چنین مجنون نبود

در کلاس عاشقی دلخون نبود

هیچ دردی را نکرد از من دوا

جز خدای من خدای من خدا

 

 

 ....................................................................................

ای کاش میشد فهمید دردل

 آسمان چه میگذرد

که امشب باناله ای بغض آلود

بردیار این دل خسته

اشک میریزد

............................................................................

به او بگویید دوستش دارم
به او که گل همیشه بهار من است
به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است
به او که عشق جاودانه من است

……………………………………………………………………

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

…………………………………………………………………….

ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است

…………………………………………………………………….

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

………………………………..………………………………..

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان

………………………………………………………………………..

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

…………………………………………………………………………..

صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند

……………………………………………………………………………

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود

……………………………………………………………………………………

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 15:31 توسط .:: AMIR HOSSEIN ::.| |