.:: ۩۩ عمر گران میگذرد ... ۩۩ ::.
۩۩ عمر گران می گذرد خواهی ، نخواهی ... سعی در آن کن نرود رو به تباهی ۩۩
فرق من و تو گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم گفتي... گفتم... حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونی اه پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونی اه من دیگه بسه برام تحمل این همه غم بسه جنگ بسه ثمر برای هر زیاد و کم وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی واسه عشق های تو خالی ساده مردن واسه چی نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم نمی خوام گناه بی عشقی بیفته گردنم نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط بد و خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط قربونم برم خدا چقد غریبی رو زمین آره دنیا ما نخواستیم دلو با خودت نبین این همه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد اون بلیط شانس دائم بگو قسمت کی شد همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست این همه طلسم و ورد جای خوش تو کجاست............ واقعا ما از این دنیا چی می خوایم ...این دنیا چی به ما داده؟..... خداوندا فقط تو منو به خاطر خودم می خوای تنهام نذار کاش بتونیم چشامونو ببندیم .... ""امتحان کنیم"" چشمها را باید بست جور دیگر باید دید اگه يه نفر وارد عشق دو نفر بشه، آفسايد ميشه اگه يه نفر به ديگري توهين كنه، خطا ميشه، كارت زرد ميگيره اگه يه نفر به ديگري خيانت كنه، كارت قرمز ميگيره، بايد از بازي بره بيرون
دیروز ! جلسه محاكمه عشق بود و قاضي عقل ، عشق را محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز کرده بود يعني فراموشي ، قلب تقاضاي عفو عشق را داشت ولي همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع كرد به طرفداري از عشق آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد حالا چرا اين چنين با او مخالفيد؟ همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت : ديدي قلب همه از عشق بيزارند ! ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟ قلب ناليد : من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم . پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم.
برای رسیدن به لحظات سخت و شیرین زندگی ![]()
از خود گذشتگی و شکستن غرور لازم است![]()
برای زندگی زندگی کن![]()
و برای دیگران تنفس![]()
و برای ![]()
روشن کردن محفل![]()
آنان شمع باش بسوز و بساز
و روشنی بخش خصوصاْ که آن دیگران![]()
ملزومات زندگی ما باشند پس سوختن برای
آنان که دوستشان داری دوست داشتن است..........![]()

![]()
![]()
![]()

خط و نشان کشیدم
یک خط روی عقل
و یک نشان روی دلم !
که اگر باز هم جدال کنند
خودم را هلاک می کنم !



| Design By : Night Skin |


