.:: ۩۩ عمر گران میگذرد ... ۩۩ ::.
۩۩ عمر گران می گذرد خواهی ، نخواهی ... سعی در آن کن نرود رو به تباهی ۩۩
و به تن کرد زمین جامه ی یخ زده ی ننگین را ولی انگار این بار هیچ خورشیدی نیست تا که با تیغ فروزنده ی خود برف ها را بدرد . آب کند و به سان خبری خوش همه را شاد کند شعله کشد . ناز کند کاش آدم برفی عاشق سرگشته ی یک آه شود تا که با گرمی عشقی که در دل دارد برف ها آب شود ... اگر دنیای ما سنگ است بدان سنگینیه سنگ هم قشنگ است اگر دنیای ما دنیای درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است اگر عاشق شدن پس یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است شکستم بی صدا یک بار دیگر خطا کردم من یک بار دیگر دو چشم تو مرا از راه به در کرد شکستم توبه را یک بار دیگر تو چشم گذاشتی! من قایم شدم! تو یکی دیگه رو پیدا کردی............ كاش بد بودم ازم خاطره نداشتي دلم خوش بود تو رو دارم اسمت كه مياد سرمو بالا ميارم ولي حالا........ ازت يه دنيا شاكيم.به من بد كردي پس به مرگت راضيم تو دروغ ميگفتي دوستم داري عاشقمي جز من كسي رو نداري ميدونم اين حرفا رو ميزدي جلوم كم نياري دوست دارم حالا بدوني دلم نميخواد ببينمت از دلم جدا شدي به سرنوشت سپردمت حالا ميفهمم از سرت زياد بودم بخاطر چه ادمي از همه دنيا بريدم حالا ميفهمم چقدر سادگي كردم با اين همه بدي بازم باهات سر كردم ميدونم مياي ميگي اشتباه كردم رفتم سفر از تو بهتر پيدا كردم چقدر دلم ميسوزه وقتو با كي صرف كردم تو كه ارزش نداشتي من با همه قهر كردم ولي حيف نگم تو سنگدلي تو هر چي بدي اولي ميگن شيطون بده تو از شيطون بدتري هر كي كه بده تو از اون بدتري نگاهت اسمانم بود و گم شد دو چشمات سایبانم بود و گم شد به زیر اسمان در سایه تو جهان در دیدگانم بود و گم شد اي كاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت را برويت مي گسترانيدم اي كاش مي توانستم اشك باشم تا هر گاه كه آسمان چشمت ابري مي شد باريدن مي گرفت اي كاش مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم اي كاش مي توانستم يك پرنده باشم و پر مي گشودم و تا دور دستها در كنار تو پرواز مي كردم و اي كاش سايه بودم تا نزديكترين كس به تو باشم آري اي كاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم نفرین به این زندگی مردیم می گیم زنده ایم شرافت سگ رو دیگه اینروزا آدم نداره هر که بهت سلام کنه بدون لیاقت نداره بدون هیچ بهونه ای عاشق و دیوونت می شن اگه یه وقت قبول کنی دشمن دیرینت می شن برای بی وفایی شون کلی واست دلیل دارن هزار جورم بهونه و حرفای نانجیب دارن آدما اینجورن دیگه آدما اینجورن دیگه اگه بهت بر نخوره وصله ی ناجورن دیگه دلم می خواست عاشقی رو با رنگ تازه بکشم خدا رو آبی بکشم آدم و اصلا نکشم دلم می خواست مداد من تا ابدیت بکشه اگر که سرنوشت اینه آدم و هیچ وقت نکشه لعنت به این سرنوشت لعنت به این سرنوشت افکارم حالت تـهوع دارند ! انگار که دچار مسمومیت ذهنی شده ام !!! نمی دانم چرا رنگم ایـنـقـدر پریـده ؟! جامی شراب ، تلختـر از حقیقت را یک نفس سر می کشم ... تا شاید برای مدتی کوتاه ، تمامی اتفاقات سه ماه اخیر را فراموش کنم... این تیغهای خاطرات چه بی رحمانه تـنـم را می خراشند !! گناهم را ببخش اگر از دست من در خلوت خود گریه کردی.اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردی گناهم را ببخش اگر تو مهربان بودی و من نا مهربان بودم.برای دیگران سبز و برای تو خران بودم گناهم را ببخش اگر با تحمل خسته ار خودخواهیم بودی.اگر من بی سبب خشم بی امان بودم گناهم را ببخش اگر زخمی چشیدی گاهی از زبانم.اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیانم گناهم را ببخش اگرگوشهایـت پرسیدنـد، بگو نشنیدمش ! اگر دستهایت لرزیدنـد، بگو به خاطر سردی هواسـت ! اگر پاهایت سـسـت شدند ، بگو به خاطر ضعف است ! ولی اگر دلت لرزید : دست کم با خودت رو راست باش و نگو که دوستش نداری ... ! توي قطره هاي بارون ميشكنه بغض صدام ديگه غير از يه دونه پنجره هيچي نميخوام پشت اين پنجره ميشينم و آواز ميخونم منتظر واسه رسيدنت تو بارون ميمونم زير بارون انتظار رنگ ديگه اي داره منم عاشق ترم انگار وقتي بارون ميباره بعضي وقتا كه مياي سر روي شونم ميذاري تموم غصه ها رو از دل من برميداري اما اين فقط يه خوابه خواب پشت پنجره وقت بيداري بازم غم ميشينه تو هنجره بعضي وقتا كه مياي..... دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني... دوستت دارم چون تنهاترين مصراع شعرمني... دوستت دارم چون تنهاترين فکر تنهايي مني... دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني... دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني... دوستت دارم چون زيباترين روياي مني... دوستت دارم به يک نگاه عشق مني... دوستت دارم چون نیمه ی منی... دوستت دارم چون عمر منی... دوستت دارم چون ...



![]()
![]()






